بـــــی دلـــــــیـــــل
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه
در طریقت ما کافریست رنجیدن! اگر شانس بیاورم روزی من هم پیرمردی خواهم شد که هر وقت یاد ِ تو می افتد سیگارم را از جیب کتش بیرون می آورد و روشن می کند و ... با حسرتی پنهان میان آه های بلند به آن پُک های پیاپی می زند اگر خروسِ بی محل، مرگ همین یک شانس را هم از زندگی نگیرد چقَدر دلم می خواست می شد بعضی از خاطره ها برای همیشه از حافظه ام پاک شود که وقتی دوباره به هم برسیم، سرم سوت بکشد و با خودم بگویم: "خدایا، من این چشمای لعنتی رو قبلن ی جایی دیدم! ولی کجا؟؟" و دوباره لبخند بزنم ... لبخند بزنی دوباره به خدا اعتراض وارد نیست... آدمها فرصت زیادی برای دوست داشتن ندارند پس بهتره به دل سخت نگیرند اسمش دله! نه سنگ... خاطرات رو نمیشه پاک کرد یعنی پاک هم کنی پاک نمیشه... دله دیگه نمی فهمه! یه وقتهایی هم می گیره... 😔😕😌 خاتون... گشت لیلی اعتقادش، عشق را مجنون گرفت سوگلی حلقه به دست و جای او خاتون گرفت دل برید و دل شکست و زخم دید و زخم داشت آن قَدَر ناخن بِزد بر زخمِ دل، تا خون گرفت مادری فرزند را بر زندگی تحمیل کرد... ساحری جادو نمود و زندگی افسون گرفت آسمان پیچیده شد، درهم شکست و بغض داشت بغض کرد و بغض کرد و نم نمک بارون گرفت سالها در رفت و آمد، چون نفَس در قلب بود چون نفَس در باد گشت و شعرِ من موزون گرفت م.م (رهگذر) ۹۸/۰۲/۲۰ آخر ماجرای من کوچ است... بره ام از تمام قد، قوچ است چشم های عروس، شب لوچ است بخت و اقبال گر کند، یاری... باز هم شانسِ من، گل و پوچ است شهر، غرقِ سکوت و تنهایی... آخرِ ماجرایِ من، کوچ است م.م (رهگذر) ۹۸/۰۲/۱۹ پِیک اول و آخر تویی مشروب بهانه است... با تو میشه مست شد میشه تا ته دنیا پیاده رفت... میشه شب تا صبح با چشمانِ خیس بیدار ماند با تو میشه خوابید و دیگه بیدار نشد... ناب تویی مشروب بهانه است... مستی فقط چشمانِ تو مستی فقط چشمان تو... م.م (رهگذر) ۹۸.۰۲.۰۸ ما نه دشمنیم نه دوست ما فقط دوتا غریبه ایم... غریبه اما آشنا با تعدادی خاطراتِ مشترک... کنارم خیلیا هستن دوست من قهوه ات را بنوش تلخ است، یک فنجان اما آرامت میکند... گرم است، یک فنجان اما خوابت می پَرَد... بقول نوشته ی زیبایی: "باور کن، من به فنجان تو نمی گنجم" برای من زیادی تلخ است، زیادی گرم است یخ زده احساسم... شب از نیمه گذشته، خوابم نمی برد ذهنم را پرپر کرده... باور کن ذهنِ پرپر شده پَر نمی کشد... دوست من چه بنشینی چه بروی... چه تلخ باشی چه شیرین... من از یک ذره ات هم نمیگذرم! تو تا ابد!!! تا ابد... تا وقتی نفس هست " همیشه " ی من خواهی بود چه بنشینی... چه بروی... "قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمیگنجم دیده ام در جهان نما چشمی، که به تکرار میکشد فالم" بنشین، که تو را نیست کسی یار تر از من چند نوشته ی زیبا از یک دوست همیشه منتظریم آخر قصه هامون خوب تموم بشه، اما اینجا ایرانه، یا آخرقصه باید بمیری یا دل ببری، دل که نتوانم برید اما بمیرم بهتر است... یه جمله که بدونه چقدر دلم اونا میخواس، یه جمله که بفهمه وصف حالم، یه جمله که نخونه بد به حالم... بیخود از هرزگی نه، بیخود از خود شده ام... چه زیبا گفت هر که گفت توبه ی گرگ مرگ است توبه کردم که دگر عاشق نشوم، اما گویا توبه ام مرگ است بوووق... بوووق (۱۸+) میگن زنها فرشته اند 🙄 باید با تایید بگویم بلهههههههه 👍👍👍😁 فرشته هستند فرررررشته 😊😍😁 مثل رشته ماکارونی فر داررر🙈😁 شاید هم مثل رشته آشی روی فر😁😁😁 بله زنها همه فرشته اند... 🙄 اما گاهی با یه دم کوچولوی پیکان دار 😅😈 با همین دم کوچولو دنیا را به یک انگشت میچرخانند😅😓 بد تهِ مردها ها رو میسوزانند، بددددد🙈😊 بوووووق... 😑😊😊 اما مردها هم دست کمی از این فرشته های کوچولو ندارند😁 با این هیکلهای لندهور با مشتی ریش و پشم و سیبیل 😒 آبروی هرچی مرد را میبرند😅😅 مثل قسمتی از دیکلمه هاشون با خانمها🤡😑 دلام عجیجم چطولی قبونت بوج بوج 🙃☺🤢 یعنی خاک... آن هم خاک رس😬😑 اصلا از قدیم می گفتند🙄 اگه آقا خوب بود! نمی افتاد رو ننه آدم 🙈😅 چه ربطی داشت نمیدونم 😁😁😓 بوووق... ببخشید پام رفت روی نون خشکه ها😁 خواستم یکم بخندید زیاد با نوشته هام غمباد نگیرید⚘😍 پ.ن: چند روزی هست دچار دیلاتاسیون آنال شدم 😁 خرمالو لدفا🙈😊 به دو نقش و به دو صورت به یکی جانِ من و تو... عشق یعنی محدودش نکنی ولی محدودِت باشه... من عاشقش نیستم اما فقط وقتی میبینمش حالم خوبه وقتی نیستش داغونم... داغون می خوام بگم سکوتِ تو فغانِ من... منو ببخش که بی نهایتم از تو... منو ببخش که به تو فکر میکنم... هر چقدر دیرتر بخوابم بیشتر به تو فکر خواهم کرد بیشتر تنها خواهم بود و شاید بیشتر دوستت داشته باشم کاش این شبِ لعنتی هرگز به صبح نرسد تا کمی بیشتر با تو باشم و ای کاش هر چه زودتر به صبح رسد شاید با تو دیداری تازه شود... زمانی اگر از من می پرسیدند زیباترین چیزی که در زندگیت دیدی چه بود! می گفتم چشمانِ تو و امروز با قاطعیت میگویم تمامِِ تو.. تو کلا دو حرف میشود.. با کلی معنا، کلی خاطره، کلی زیبایی و گاهی تو با تو زمین تا آسمان تفاوت دارد من تو را "طو" مینویسم چون از تمام " تو" های این دنیا زیباتر و متفاوت تری... می ترسم از خواب از اینکه پلی شوم که پشت سرت خراب می کنی... نگاه کن به من به افسانه های بیشمار نشسته در سینه ام کافیست کسی را در آغوش بگیرم تا پر شود از رویا کسی که زیر هیچ ملحفه ای جا نداشت... به قصه های خوابیده لابلای لب هایم گوش بسپار... کافیست کسی را ببوسم تا پر شود از خاطره کسی که در هیچ داستانی جا نداشت... دست بکش بر این تنی که تمامی از ابر است و با هر باد تکه ای می رود، می بارد بر شانه های مردی که زیر هیچ چتری جا نداشت دود کن مرا، دود کن سیگاری را که در هیچ پاکتی جا نداشت ... به دنیا نیامده ام هنوز این را تنها تو می دانی، تو که به دنیایم نیامده ای هنوز... با عرض پوزش از دوستان عزیزم میدونم نوشتن از گذشته هم برای خودم و هم شما مخاطبینم تلخه اما یه امشب رو عفو کنید به یاد گذشته: چیزی در شعرهای من کم است حتی مخاطبینم فهمیده اند خواهش می کنم برگرد... تمام قهوه های جهان را هم بنوشی تلخی گذشته ام را درک نخواهی کرد... از تمام جاده های جهان عبور کن میبینی، درست همان جایی هستی که بودی مثل من، گذشته ام سال ها پیش دیگری را گرفت امروز تو را... آری من مرده ام فقط بیهوده راه می روم سالهاست پرواز را فراموش کرده ام این روزها گوشه ای می نشینم به انتظار آمدنِ تو، با تو حرف میزنم با تو که نه میشنوی، نه میخندی، نه... انگار هیچ اتفاقی نخواهد افتاد هیچ ، هیچ ، هیچ کاش کسی صدای تپش های مرا می شنید این روزها بسیار از دیدن فردا می ترسم اما چیزی درون سیاهی شب یا تیری بی هدف یا تویی که نوازشت، شب را به اولین طلوع وا می دارد اولین نسیم... اولین تو... آخرین عشق... راز زیبای منی فاش نشو پیش کسی... از من به شما نصیحت اگه یکی رو خیلی دوست دارید هیچوقت نگذارید بفهمه چقدر دوستش دارید... ممکنه ازتون دور بشه... ممکنه از دستش بدید اگه ازتون پرسیدند چه صنمی باهاش دارید!؟ بگید از دور نظاره گرش هستم حال این روزهای بعضی ها.....☺😉 تمام داستانِ من این بود تو را من دوست می دارم.... بعضی ها معتاد هم میشن فکر میکنن عاشقن!!! به بعضی ها هم باید گفت تو حتی معتاد هم نبودی... فقط تفریحی میزدی... بعضی هام که قربونش برم تو رابطه ها از سر و کولشون هدف و نقشه می ریزه... به قول شازده کوچولو زیبایید!! اما خالی هستید. برایتان نمیشود مُرد... اما خدایی بعضی دوست داشتن ها خیلی زلال و صاف و بی آلایشه... طرف رو فقط بخاطر خودش میخوان ساده و عاشقانه دوستش دارن هیچ اعتیاد و تکراری توش نیست هر روز تازه تر و با شدت بیشتر و بیشتر... حتی دوری و ندیدن و شرایط خاص هم نمیتونه این کشش و علاقه رو کم کنه... اینجاست که میشه گفت نفساش واسه من دنیا واسه شما... خلاصه ی کلام تو بمان، تا که نمانم به تمنای کسی... به جز عشق نامي براي تو نيست... من انتخاب کردم و پای انتخابم ایستادم حتی اگر با هر نفس در مستی بغض دلگیری گریبانم رو بگیره و تا به شعر تبدیل نشه ولم نکنه... هر چقدر تلاش کنم در انکار باز مستی همه قفل ها رو باز میکنه قفل های زبون، دل، روح در فریاد این واقعیت که تا ابد دوستت دارم... تمام آنچه دانستهام همین است تو عشق منی و آنکه عاشق است هیچ چیز نمیداند... همه شب میلِ تو باشد به دلم... شب به شب، دل به تو من میبازم بَه که این باخت، چه کِیفی دارد بازیِ عشق، دو سر سوختن است... م.م (رهگذر) دوازدهم فروردین ۹۸ كوتاه ترين و... دردناك ترين داستان عمر من فقط چند كلمه ميشود او هست... امّا با من نيست!!! دور از من... در دلِ من... عشقِ زیبای من...
معامله با خدا
بجای گدایی از خلق خدا...
دلم پیش تو آرومه...
یه جمله میخوام برای یه مخاطب خاص،
چند سالیست که بیخود شده ام،![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
